تبليغاتX
عاشق او بودم هستم وخواهم بود

عاشق او بودم هستم وخواهم بود

عشق من روزت مبارک

    

    valentine      

v           victor of love

a                 adoring u

l                      love  u

e        every thing 4u

n                   need  u

t            thinking of u

i                     i miss u

n          nothing but u

 

[ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 20:50 ] [ پیمان ] [ ]


متن های 
زیبا و عاشقانه

 

ديدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود.
انگار خودش نبود
عاشق شده بود.
افتاد.شکست . زیر باران پوسيد
آدم که نکشته بود .
عاشق شده بود

 

[ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 13:7 ] [ پیمان ] [ ]


با تو نیستم
تو نخوان
با خودم زمزمه میکنم

.

.
.

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام


فقط کمی

تو را کم اورده ام

یادت هست؟ میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟ واژه کم می اورم برای گفتن دوستت دارمها؟

حالا تـــمــــــــام واژه ها در گلویم صف کشیده اند

با این همه واژه چه کنم؟

تکلیف اینهمه حرف نگفته چه می شود؟

باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده باد بیاندازم

باید خوب باشم

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام

فقط کمی

بی حوصله ام

آسمان روی سرم سنگینی میکند

روزهایم کش امده

هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم

باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم

روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند ولی نمی بارند

چون

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام

تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد

اما شبها..

وای از شبها

هوای آغوشت دیوانه ام میکند

موهایم بد جوری بهانه دستانت را میگیرند

تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند


کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم

لالایی ها پیشکش

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام

فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم

آه

و

آه

و بازم آه

خسته شدم از این همه آه

شبها تمام آه ها در سینه منند

ان قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر کنم

اما حیف که قول داده ام


من خوبم ....من آرامم......

فقط کمی دلواپسم

کاش قول گرفته بودم از تو

برای کسی از ته دل نخندی

می ترسم مثل من عاشق خنده هایت شود

حال و روزش شود این...

تو که نمی مانی برایش آنوقت مثل من باید

آرام باشد .....خوب باشد..... قول داده باشد

بیچاره..

...................................................

نترس باز شروع نمیکنم اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم


همین دلم برایت تنگ شده را هم به تو نمی گویم

تو راحت باش

من خوبم ....من آرامم......


آخر من قول داده ام که آرام باشم

باورت می شود؟ من خوبم

[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 9:17 ] [ پیمان ] [ ]


ا


افسوس...یکی را دوست دارم ولی او باور ندارد.

یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد
زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم !
کسی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمی توانم
دستانش را بفشارم !
یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد
یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست !
یکی را برای همیشه دوست دارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا ! کسی
که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم !
یکی را تا ابد دوست دارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که
او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است !
یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم ، کسی که نگاه عاشقانه ی مرا ندید
و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود !
آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش
نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم !
کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم
برای من عزیزترین است !
یکی را دوست دارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد ! نمی داند که
چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است !
یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست دارم !
کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست ، اما هنوز هم در این قلب شکسته ام جا
دارد !
یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی
نیز دوست نمی دارد !
یکی را دوست دارم با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما .......... من
دیوانه وار تنها او را دوست دارم !
کاش یه روزی بفهمی که چقدر دوستت دارم !!!

[ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ 2:56 ] [ پیمان ] [ ]


سخت است
سخت است 
سخت است می دانی... 



که این همه دل در دنیا هست


که هیچ کدام برایم تنگ نمی شود


شده يه چيزي تو دلت سنگيني كنه....؟؟؟خيلي سخته ادم كسي رو نداشته باشه... 
دلش لك بزنه كه با يكي درد دل كنه ولي هيچكي نباشه... 
نتونه به هيچكسي اعتماد كنه هر چي سبك سنگين كنه تا دردش رو به يكي بگه ... 
نتونه اخرش برسه به يه بن بست ... 
تك وتنها با يه دلي كه هي وسوسش مي كنه اونو خالي كنه ... 
اما راهي رو نمي بينه سرش روكه بالا مي كنه اسمون رو مي بينه به اون هم نمي تونه بگه... 
خيري از اسمون هم نديده
مگه چند بار اشك هاي شبونش رو پاك كرده...؟!
بهش محل هم نداده تا رفته گريه كنه زود تر از اون بساط گريه اش رو پهن كرده تا كم نياره ...
خيلي سخته ادم خودش به تنهايي خو كنه اما دلي داشته باشه كه مدام از تنهايي بناله...
خيلي سخته ادم ندونه كدوم طرفيه؟!
خيلي سخته ادم احساس كنه خدا انو از بنده هايش جدا كرده ...
خيلي سخته ندوني وقتي داري با خدا درددل مي كني داره به حرفات گوش مي ده يا ...
پرده ي گناهات انقدر ضخيم شده كه صدات به خدا نمي رسه.... ؟!


*********************************************************************


[ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ 2:24 ] [ پیمان ] [ ]


ببین غمگین، ببین دلتنگ دیدارم... ببین خوابم نمی آید، بیدارم... نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو: تورا بیش از همه کس دوست میدارم
[ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ] [ 23:3 ] [ پیمان ] [ ]


اگه کسی رو دوس داری دورش سیم خاردار نکش
عشق برده داری نیست
خواست می مونه نخواست هم میره
به همین سادگی..

[ دوشنبه بیست و یکم آذر 1390 ] [ 22:8 ] [ پیمان ] [ ]


نشونه

نشونه

خدا نشونشو از کی بگیرم؟/دارم دق می کنم بزار بمیرم/آخه هنوز دلش از جنس سنگه/هنوز دلم واسه دلتنگی تنگه/چطور دلش اومد از پابیفتم/بهش نازک تر از گل هم نگفتم/باور نمیکنم منو تنها می زاره/دلم واسش یه ذره شد اما دیگه نیست/لعنت به تو ای دست سرد روزگار/حالا فقط من موندمو این چشای خیس/هرچی به من بگی واست همون میشم/فقط یه بار دیگه بیا دستمو بگیر/ای دل صبور و بی کس من/اون نمیاد دیگه پیشت بهونه نگیر/حالا من موندم و همین دوتا چش گریون/من موندم توی این کوچه ها آس و پاس و حیرون/حالا من موندم و تو و شب بی ستاره/من و تو خاطره ها اشکامون می باره/خدا ازت می خوام یادش نیفتم/چه حرفایی که از عشقم شنفتم/خدا اگه نمیشنوه صدامو/بهم بگو دلیل گریه هامو/اونی که گفته بود عاشق ترینه/حتی خیانتش به دل میشینه...

ازاینکه عاشقم پشیمون نیستم اماازاینکه گذاشتم بینمون جدایی بیفته خیلی پشیمونم
برای آن مینویسم که روزی دلش مهربان بود،مینویسم تابداندکه دل شکستن هنرنیست،نه دیگر نگاهم رابرایش هدیه میکنم ونه دیگردم ازفاصله هامیزنم ونه باشعرهایم دلتنگی رافریادمیزنم،مینویسم تاشایدنامهربانی هایش راباورکند
برگرد............یادت راجاگذاشته ای،نمیخواهم عمری به این امید باشم که برای بردنش برمیگردی
[ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 20:22 ] [ پیمان ] [ ]


آغوش...

آغوش تو گناه نیست.....

من در آغوش تو آرامش یافته ام

كه هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست

من در آغوش تو امنیت را احساس كرده ام

كه در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست

من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس كرده ام

كه در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست

پس امانم بده كه تا ابد در دل این زیبایی آرامش یابم.







[ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 13:18 ] [ پیمان ] [ ]


نقطه چین

نقطه چین

حالا که تموم شد تو هم داری میری/مبادا که دست کسیو بگیری/خدایا نگام کن درست تو چه وقتی/پر از اشکم اما میخندم به سختی/گلومو رها کن تو ای هق هق من/می مردم برا اون نبود عاشق من/مبادا که عشقم تو قلبش بمیره/میترسم که دست کسیو بگیره/بگین کاری اینبار ازم برنیومد/بگین کم آوردم یا صبرم سر اومد/بگین باز بیاد و به قلبم بشینه/بگین جای اسمش هنوز نقطه چینه/*تو احساس من رو چه راحت ربودی/اگر من شکستم مقصر تو بودی/مگه من رو در حد مردن ندیدی؟/تو دلخور نبودی،چرا دل بریدی؟/دلم روز و شب رو تو تنهایی سر کرد/بگین که تموم دعاهاش اثر کرد/بگین اونو دست خدامون سپردم/مقصر نبودم ولی پاشو خوردم/بگین خیلی وقته که صبرم سر اومد/بگین کاری کرده که دادم دراومد/بگین خیس اشکه همه تار و پودم/بگین تا بدونه مقصر نبودم/راستی الآن عزیزمن سرت رو شونه ی کیه؟/صدای خنده های تو الآن تو خونه ی کیه؟/روزای خوب زندگیم تمومشون صرف تو شد/میگفتی راهمون جداست/آخرشم حرف تو شد...

akheeeeeeeeeey

che romantik

kash pisham budi divune

delam kheili havato mikone

vaghean bimaarefati

[ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 13:16 ] [ پیمان ] [ ]